تاریخ انتشار
چهارشنبه ۶ فروردين ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۴۲
کد مطلب : ۴۹۷۵۵۰
کبنا بررسی کرد؛
چرا رونق تولید در کهگیلویه و بویراحمد اتفاق نمیافتد؟ / از سنگهایی که برخی مدیران جلوی پای سرمایهگذاران میاندازند تا کمبود منابع مالی بانکها و موانع ساختاری و بوروکراتیک / لزوم گذر از مدیریت جزیرهای و انفرادی به مدیریت نظاممند و زنجیرهای
۰
کبنا ؛
رونق اقتصادی یک استان کهگیلویه و بویراحمد، وابستگی تام و تمامی به رونق تولید آن استان دارد. کهگیلویه و بویراحمد بهرغم تمامی کمبودهایی که دارد، از واحدهای تولیدی چندانی برخوردار نیست؛ بخش خصوصی ضعیف است و واحدهای تولیدی ملی نیز نمایندگیهایی در این استان ندارند. از سوی دیگر، برخی از دستگاههای اداری نمیتوانند سرمایهگذاران را جذب کنند و در صورت جذب نیز مشکل تأمین مالی برخی بانکها همچنان پابرجاست و در نتیجه زنجیره تولید بهتمامی تشکیل نمیشود.
به گزارش کبنا، از سال 1397 به اینسو نقش نفت در اقتصاد ایران رو به کاهش نهاد. در حالی که پیش از این تاریخ و به درازای چندین دهه و بهویژه از دهه 50 به اینسو، نفت اصلیترین منبع اقتصادی کشور محسوب میشد که باعث شده بود نوعی اقتصاد تکمحصولی در کشور پابگیرد و همه چیز حول آن شکل گیرد. نهادهای سیاسی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی همگی رنگ و بوی نفت گرفتند. با سلطه اقتصاد نفتی، تولید نه تنها از میدان خارج شد، بلکه حتی در مورد آن نیز صحبت چندانی صورت نمیگرفت؛ در واقع نفت همهجا بود و تولید هیچجا.
اما در چند سال اخیر، با کاهش قیمت نفت و تحریمهای شدید، سال به سال از نقش نفت در اقتصاد کشور کاسته میشود. به دلیل آنکه در کنار نفت، تولید نیز رونق نگرفته بود، حالا اقتصاد کشور به مشکل خورده است و تولید چندانی در کشور صورت نمیگیرد. این در حالی است که رونق تولید و پیشرفت اقتصادی برای همه کشورها ضروری است. رونق تولید، موفقیت حکومتها، بهبود زندگی، پیشرفت کشور و سایر عوامل رشد جامعه را به دنبال دارد. رونق تولید میزان تولید و مصرف جوامع را اندازهگیری و توصیف میکند، به عبارتدیگر رونق تولید را میتوان همتراز با رشد اقتصادی در نظر گرفت. در واقع رونق تولید به معنی افزایش تولید ناخالص داخلی و ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین نسبت به دوره قبل از آن است. در استانها نیز میتوان همین شاخص را به صورت جداگانه اندازهگیری کرد.
بر اساس آمارها، صنایع تولیدی کشور تنها از ۳۰ درصد ظرفیت خود استفاده میکنند و این ظرفیت نیز روزبهروز در حال کاهش است و تولیدیها و کارخانهها به سمت تعطیلی میروند. در کهگیلویه و بویراحمد، اما وضعیت نسبت به میانگین کشوری بدتر است. به گفته استاندار کهگیلویه و بویراحمد این استان از نظر شاخص امنیت سرمایهگذاری، رتبه آخر کشوری را دارد. نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ بیکاری، تورم و ... نیز در کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت مناسبی قرار ندارند.
۲۸۰ واحد صنعتی ثبتشده در کهگیلویه و بویراحمد وجود دارد که حدود ۹۰ واحد آن غیرفعال یا نیمهفعال هستند. بسیاری از واحدهای تولیدی به دلیل ناتوانی در تأمین مالی یا دریافت تسهیلات بانکی، از چرخه تولید خارج شدند. افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، واردات مواد اولیه و تجهیزات را برای بسیاری از صنایع دشوار کرده است. افزایش هزینههای تولید ناشی از تورم، قدرت رقابت محصولات صنعتی استان را در بازار کاهش داده است. نبود برنامهریزی مناسب، ضعف در مدیریت منابع، و عدم بهکارگیری نیروی متخصص، از عوامل مهم در رکود واحدهای صنعتی استان است. بسیاری از واحدهای تولیدی استان نیز همچنان از تجهیزات قدیمی استفاده میکنند که بهرهوری پایینی دارند.
اما مسأله تنها به خود این واحدها ختم نمیشود؛ مسیر دسترسی به این واحدها نیز مانعی مهم در رشد و رونق آنهاست؛ گاهی کمبود جادههای مناسب، عدم دسترسی پایدار به آب و برق، و نبود امکانات حملونقل کافی، از جمله موانع توسعه صنایع در استان هستند. از سوی دیگر به دلیل کمبود آموزشهای فنی و حرفهای در استان، بسیاری از واحدهای تولیدی نمیتوانند نیروی متخصص مورد نیاز خود را جذب کنند. حتی آن دسته از واحدهای فنی و حرفهای که در کهگیلویه و بویراحمد وجود دارند، ارتباط چندانی با واحدهای صنعتی و تولیدی ندارند. مهمتر از این شهرکهای صنعتی استان نیز سالهاست که به درستی مدیریت نمیشوند؛ برخی از این واحدها یا از رونق افتادهاند و یا آرام آرام تغییر کاربری داده و تبدیل به انبار شدهاند. برخی از آنها نیز تبدیل به محلی برای تجمع سگهای ولگرد شدهاند. همه این عوامل باعث شده که در کنار سوءمدیریت، نتوانیم شاهد رونق صنعتی در کهگیلویه و بویراحمد باشیم.
یکی دیگر از چالشهای اساسی تولید، ناکافی بودن تسهیلات برای حل مشکلات واحدهای تولیدی است. چنین مشکلاتی تنها با همکاری سیستم بانکی، سرمایهگذاران و دستگاههای اجرایی قابل حل است. بسیاری از طرحها نیز به دلیل موانع ساختاری و بروکراتیک نمیتوانند از تسهیلات بهرهمند شوند. علاوه بر این کمبود منابع بانکی نیز یکی دیگر از چالشهاست. سهم اندک ۰.۲۵ درصدی سپردههای بانکی مردم در بانکهای استان، لزوم جذب سرمایهگذار برای توسعه را دوچندان میکند. این کمبود منابع، تأثیر مستقیمی بر نرخ فعالیت اقتصادی و اشتغال دارد. است. شاخص فعالیت اقتصادی کهگیلویه و بویراحمد به مراتب از متوسط کشوری پایینتر است. نرخ اشتغال در این استان تنها شش درصد و نرخ فعالیت اقتصادی هفت درصد است. این در حالی است که هفت تا هشت درصد از جمعیت استان نیز، بیکاری اختیاری دارند و وارد بازار کار نمیشوند.متأسفانه برخی از بانکها به درستی به نیازهای تأمین مالی سرمایهگذاران و واحدهای تولیدی پاسخ نمیدهند. گاهی تسهیلات به کندی پرداخت میشود، گاهی کمبود منابع مالی وجود دارد و گاهی نیز تسهیلات به آن افرادی که قدرت تولید ندارند پرداخت میشود. از سوی دیگر گاهی اوقات نیز تولیدکنندگانی که تسهیلات کافی دریافت کردهاند، پول را در راههای دیگری هزینه میکنند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی مدیرکل صنعت، معدن و تجارت کهگیلویه و بویراحمد، سال گذشته واحدهای تولیدی استان تقاضای ۱۵ هزار میلیارد ریال تسهیلات داشتند، اما تنها دو هزار و ۱۴۰ میلیارد ریال، معادل ۱۷ درصد از این مبلغ، پرداخت شده است. به گفته امیرتیمور موسویان، یکی از دلایل اصلی این مشکل ناترازی بین منابع و مصارف بانکی استان است. او تأکید کرده که انتقال منابع مالی پتروشیمی گچساران به بانکهای استان میتواند بخشی از مشکلات نقدینگی را کاهش دهد.
هر چند حمایت از سرمایهگذاران و رفع موانع موجود ضرورتی بسیار جدی است، اما متأسفانه بسیاری از اوقات این حمایتها به درستی انجام نمیشوند.
مهمتر از همه اینکه زمینه برای جذب سرمایهگذار نیز در کهگیلویه و بویراحمد وجود ندارد؛ موانع بوروکراتیک بسیاری از سرمایهگذاران را فراری میدهد؛ به گونهای که آنها فرار را بر قرار ترجیح میدهند و سرمایه و ماشینآلاتشان را به استانهای دیگر منتقل میکنند.
معدود شرکتهای تولیدی خصوصی نیز همچون شرکت سینره، با وجود اینکه در کهگیلویه و بویراحمد هستند، اما منابع مالی آنها در تهران است و این استان چندان که باید و شاید از مواهب مادی این شرکت بهرهمند نمیشود.
حالا که نفت از رونق پیشین خود افتاده و مقام معظم رهبری نیز بر سرمایهگذاری برای تولید تأکید دارد، لازم است در وهله نخست، مدیران کهگیلویه و بویراحمدی بیش از گذشته همت کنند و نگذارند سرمایهگذاران از استان خارج شوند و از سوی دیگر مشوقهایی برای جذب سرمایهگذار در نظر بگیرند. اما مسأله تنها به دستگاههای اداری ختم نمیشود؛ همین دستگاهها هم که سرمایهگذاران و واحدهای تولیدی را به بانکها معرفی میکنند، متأسفانه از سوی برخی از بانکها با بیمهری مواجه میشوند. بنابراین رشد صنعتی و رونق تولیدی، زنجیرهای است که تنها با مشارکت بین دستگاهی امکانپذیر است؛ هر بخش از این زنجیره اگر به درستی کار نکند، کل زنجیره از هم میپاشد و در نتیجه تولید شکل نمیگیرد.
این یادداشت نافی خدمات دستگاههای اداری استان نیست و صرفاً در راستای تحقق شعار سال «سرمایهگذاری برای تولید» نوشته شده است. این پایگاه خبری آمادگی درج جوابیه مسئولین استانی را دارد.
به گزارش کبنا، از سال 1397 به اینسو نقش نفت در اقتصاد ایران رو به کاهش نهاد. در حالی که پیش از این تاریخ و به درازای چندین دهه و بهویژه از دهه 50 به اینسو، نفت اصلیترین منبع اقتصادی کشور محسوب میشد که باعث شده بود نوعی اقتصاد تکمحصولی در کشور پابگیرد و همه چیز حول آن شکل گیرد. نهادهای سیاسی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی همگی رنگ و بوی نفت گرفتند. با سلطه اقتصاد نفتی، تولید نه تنها از میدان خارج شد، بلکه حتی در مورد آن نیز صحبت چندانی صورت نمیگرفت؛ در واقع نفت همهجا بود و تولید هیچجا.
اما در چند سال اخیر، با کاهش قیمت نفت و تحریمهای شدید، سال به سال از نقش نفت در اقتصاد کشور کاسته میشود. به دلیل آنکه در کنار نفت، تولید نیز رونق نگرفته بود، حالا اقتصاد کشور به مشکل خورده است و تولید چندانی در کشور صورت نمیگیرد. این در حالی است که رونق تولید و پیشرفت اقتصادی برای همه کشورها ضروری است. رونق تولید، موفقیت حکومتها، بهبود زندگی، پیشرفت کشور و سایر عوامل رشد جامعه را به دنبال دارد. رونق تولید میزان تولید و مصرف جوامع را اندازهگیری و توصیف میکند، به عبارتدیگر رونق تولید را میتوان همتراز با رشد اقتصادی در نظر گرفت. در واقع رونق تولید به معنی افزایش تولید ناخالص داخلی و ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین نسبت به دوره قبل از آن است. در استانها نیز میتوان همین شاخص را به صورت جداگانه اندازهگیری کرد.
بر اساس آمارها، صنایع تولیدی کشور تنها از ۳۰ درصد ظرفیت خود استفاده میکنند و این ظرفیت نیز روزبهروز در حال کاهش است و تولیدیها و کارخانهها به سمت تعطیلی میروند. در کهگیلویه و بویراحمد، اما وضعیت نسبت به میانگین کشوری بدتر است. به گفته استاندار کهگیلویه و بویراحمد این استان از نظر شاخص امنیت سرمایهگذاری، رتبه آخر کشوری را دارد. نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ بیکاری، تورم و ... نیز در کهگیلویه و بویراحمد در وضعیت مناسبی قرار ندارند.
۲۸۰ واحد صنعتی ثبتشده در کهگیلویه و بویراحمد وجود دارد که حدود ۹۰ واحد آن غیرفعال یا نیمهفعال هستند. بسیاری از واحدهای تولیدی به دلیل ناتوانی در تأمین مالی یا دریافت تسهیلات بانکی، از چرخه تولید خارج شدند. افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی، واردات مواد اولیه و تجهیزات را برای بسیاری از صنایع دشوار کرده است. افزایش هزینههای تولید ناشی از تورم، قدرت رقابت محصولات صنعتی استان را در بازار کاهش داده است. نبود برنامهریزی مناسب، ضعف در مدیریت منابع، و عدم بهکارگیری نیروی متخصص، از عوامل مهم در رکود واحدهای صنعتی استان است. بسیاری از واحدهای تولیدی استان نیز همچنان از تجهیزات قدیمی استفاده میکنند که بهرهوری پایینی دارند.
اما مسأله تنها به خود این واحدها ختم نمیشود؛ مسیر دسترسی به این واحدها نیز مانعی مهم در رشد و رونق آنهاست؛ گاهی کمبود جادههای مناسب، عدم دسترسی پایدار به آب و برق، و نبود امکانات حملونقل کافی، از جمله موانع توسعه صنایع در استان هستند. از سوی دیگر به دلیل کمبود آموزشهای فنی و حرفهای در استان، بسیاری از واحدهای تولیدی نمیتوانند نیروی متخصص مورد نیاز خود را جذب کنند. حتی آن دسته از واحدهای فنی و حرفهای که در کهگیلویه و بویراحمد وجود دارند، ارتباط چندانی با واحدهای صنعتی و تولیدی ندارند. مهمتر از این شهرکهای صنعتی استان نیز سالهاست که به درستی مدیریت نمیشوند؛ برخی از این واحدها یا از رونق افتادهاند و یا آرام آرام تغییر کاربری داده و تبدیل به انبار شدهاند. برخی از آنها نیز تبدیل به محلی برای تجمع سگهای ولگرد شدهاند. همه این عوامل باعث شده که در کنار سوءمدیریت، نتوانیم شاهد رونق صنعتی در کهگیلویه و بویراحمد باشیم.
یکی دیگر از چالشهای اساسی تولید، ناکافی بودن تسهیلات برای حل مشکلات واحدهای تولیدی است. چنین مشکلاتی تنها با همکاری سیستم بانکی، سرمایهگذاران و دستگاههای اجرایی قابل حل است. بسیاری از طرحها نیز به دلیل موانع ساختاری و بروکراتیک نمیتوانند از تسهیلات بهرهمند شوند. علاوه بر این کمبود منابع بانکی نیز یکی دیگر از چالشهاست. سهم اندک ۰.۲۵ درصدی سپردههای بانکی مردم در بانکهای استان، لزوم جذب سرمایهگذار برای توسعه را دوچندان میکند. این کمبود منابع، تأثیر مستقیمی بر نرخ فعالیت اقتصادی و اشتغال دارد. است. شاخص فعالیت اقتصادی کهگیلویه و بویراحمد به مراتب از متوسط کشوری پایینتر است. نرخ اشتغال در این استان تنها شش درصد و نرخ فعالیت اقتصادی هفت درصد است. این در حالی است که هفت تا هشت درصد از جمعیت استان نیز، بیکاری اختیاری دارند و وارد بازار کار نمیشوند.متأسفانه برخی از بانکها به درستی به نیازهای تأمین مالی سرمایهگذاران و واحدهای تولیدی پاسخ نمیدهند. گاهی تسهیلات به کندی پرداخت میشود، گاهی کمبود منابع مالی وجود دارد و گاهی نیز تسهیلات به آن افرادی که قدرت تولید ندارند پرداخت میشود. از سوی دیگر گاهی اوقات نیز تولیدکنندگانی که تسهیلات کافی دریافت کردهاند، پول را در راههای دیگری هزینه میکنند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی مدیرکل صنعت، معدن و تجارت کهگیلویه و بویراحمد، سال گذشته واحدهای تولیدی استان تقاضای ۱۵ هزار میلیارد ریال تسهیلات داشتند، اما تنها دو هزار و ۱۴۰ میلیارد ریال، معادل ۱۷ درصد از این مبلغ، پرداخت شده است. به گفته امیرتیمور موسویان، یکی از دلایل اصلی این مشکل ناترازی بین منابع و مصارف بانکی استان است. او تأکید کرده که انتقال منابع مالی پتروشیمی گچساران به بانکهای استان میتواند بخشی از مشکلات نقدینگی را کاهش دهد.
هر چند حمایت از سرمایهگذاران و رفع موانع موجود ضرورتی بسیار جدی است، اما متأسفانه بسیاری از اوقات این حمایتها به درستی انجام نمیشوند.
مهمتر از همه اینکه زمینه برای جذب سرمایهگذار نیز در کهگیلویه و بویراحمد وجود ندارد؛ موانع بوروکراتیک بسیاری از سرمایهگذاران را فراری میدهد؛ به گونهای که آنها فرار را بر قرار ترجیح میدهند و سرمایه و ماشینآلاتشان را به استانهای دیگر منتقل میکنند.
معدود شرکتهای تولیدی خصوصی نیز همچون شرکت سینره، با وجود اینکه در کهگیلویه و بویراحمد هستند، اما منابع مالی آنها در تهران است و این استان چندان که باید و شاید از مواهب مادی این شرکت بهرهمند نمیشود.
حالا که نفت از رونق پیشین خود افتاده و مقام معظم رهبری نیز بر سرمایهگذاری برای تولید تأکید دارد، لازم است در وهله نخست، مدیران کهگیلویه و بویراحمدی بیش از گذشته همت کنند و نگذارند سرمایهگذاران از استان خارج شوند و از سوی دیگر مشوقهایی برای جذب سرمایهگذار در نظر بگیرند. اما مسأله تنها به دستگاههای اداری ختم نمیشود؛ همین دستگاهها هم که سرمایهگذاران و واحدهای تولیدی را به بانکها معرفی میکنند، متأسفانه از سوی برخی از بانکها با بیمهری مواجه میشوند. بنابراین رشد صنعتی و رونق تولیدی، زنجیرهای است که تنها با مشارکت بین دستگاهی امکانپذیر است؛ هر بخش از این زنجیره اگر به درستی کار نکند، کل زنجیره از هم میپاشد و در نتیجه تولید شکل نمیگیرد.
این یادداشت نافی خدمات دستگاههای اداری استان نیست و صرفاً در راستای تحقق شعار سال «سرمایهگذاری برای تولید» نوشته شده است. این پایگاه خبری آمادگی درج جوابیه مسئولین استانی را دارد.