تاریخ انتشار
چهارشنبه ۶ فروردين ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۵
کد مطلب : ۴۹۷۵۵۷
کبنا بررسی کرد؛
از احتکار طلا و دلار در پستوی خانهها چه سود؟ / دولت اعتماد مردم را جلب کند تا سرمایهها از شکل طلا و دلار خارج شده و وارد بازار شوند / احتکار در کوتاهمدت ممکن است پاسخگو باشد اما در بلندمدت نزول دستهجمعی را در پی دارد / فرصت محدود است، از دستش ندهیم / (+ پیشنهاد کبنانیوز به دستگاههای اداری و شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی و مردم ایران)
۰
کبنا ؛
چنانچه دستگاههای اداری کهگیلویه و بویراحمد بتوانند اعتماد شهروندان را جلب کنند و به آنها تضمین دهند که سرمایهشان از بین نمیرود، شهروندان نیز سرمایهشان را از طلا و دلار خارج کرده و بازار کار کنند، با کمترین سرمایه میتوان اقدام به راهاندازی یک فعالیت اقتصادی انفرادی و یا فعالیت اقتصادی تعاونی کرد. در نتیجه هم تولید رونق میگیرد، هم نرخ بیکاری کاهش مییابد و هم سود بیشتری نصیب شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی میشود.
به گزارش کبنا، روز گذشته در این پایگاه خبری، یادداشتی پیرامون احتکار طلا و دلار منتشر شد. بر اساس آن یادداشت، در پی بیثباتی اقتصادی در کشور که عامل اصلی آن تحریمهای بینالمللی است، نرخ طلا و قیمت دلار افزایش یافته، بنابراین بخش زیادی از شهروندان بهجای اینکه سرمایهشان را وارد بازار کنند، آن را به خرید طلا و دلار اختصاص میدهند و همین را هم در منزل احتکار میکنند. در نتیجهی چنین اقدامی، از یک طرف تولید از رونق میافتد و از طرف دیگر، تقاضای بالا برای طلا و دلار و در پی آن کاهش این اقلام در بازار، موجب افزایش قیمت دوباره آنها میشود. بنابراین بهطور کلی شاخصهای اقتصادی کشور، از رونق میافتند [برای مطالعه متن کامل یادداشت اینجا کلیک کنید].
فرض کنید شخصی 10 سکه طلا در منزل دارد. با احتساب هر سکه 89 میلیون تومان، این فرد 890 میلیون تومان سرمایه را در خانه احتکار کرده است. به این امید که اندک سرمایهای که دارد بر باد نرود. البته در چنین وضعیتی، شاید در نگاه نخست معقول به نظر برسد که خرید سکه و احتکار آن، موجب سود میشود. اما در بلندمدت چنین اقدامی کاملاً غیرمعقول است. اولاً چنانچه همه افراد جامعه اینگونه فکر کنند، ضرر آن به همه میرسد و در نتیجه همگی با هم و به صورت دستهجمعی مداوماً افزاش نرخ تورم را حس میکنند. شاید در کوتاهمدت چنین استراتژیای جواب دهد، اما در بلندمدت، این اقدام دامن همه را میگیرد و نه تنها موجب رونق اقتصادی نمیشود، بلکه سقوط دستهجمعی را به دنبال دارد.
بنابراین آن فردی فرضی که در حال حاضر نزدیک به 900 میلیون تومان سکه در خانه احتکار کرده است، چنانچه سرمایهاش را وارد بازار کند، میتواند علاوه بر تولید، ارزش افزودهای به دست بیاورد و حتی چندین نفر هم اشتغالزایی کند. او چندین راه پیش روی خود دارد. میتواند به صورت انفرادی یک کسب و کار راه بیندازد و یا به صورت اشتراکی دست به فعالیتهای تولیدی تعاونی بزند. چنانچه تنها یک نفر دیگر با او همکاری کند و مجموع اعتبارات آنها به حدود دو میلیارد تومان برسد، میتوانند در نقطهای مطلوب در شهر یاسوج یک واحد مثل میوهفروشی راهاندازی کنند. در بهترین مناطق شهر یاسوج میشود با 500 میلیون تومان رهن و ماهی 50 میلیون تومان، واحدی را رهن و اجاره کرد. همه دم و دستگاهها و تجهیزات لازم به همراه میوه، نهایتاً به یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هم نمیرسد. آن دو نفر نه تنها خود ماهانه به سودی بالای ر50 میلیون تومان دست پیدا میکنند، حتی میتوانند یک یا دو نفر و حتی بیشتر را نیز استخدام کنند. اما اگر بهجای دو نفر، پنج یا مثلاً شش نفر با هم شریک شوند و به صورت تعاونی همکاری کنند، میتوانند اقدام به راهاندازی واحدی بزرگتر و با سود بسیار بیشتر همچون مصالح ساختمانی کنند. در آنصورت به صورت مستقیم و غیرمستقیم چندین نفر دیگر نیز مشغول به کار میشوند. مطمئناً سود این فعالیتها بسیار بیشتر از احتکار طلا و ارز در خانه است.
مسأله فقط این نیست؛ ورود چنین سرمایههایی به بازار کار و تولید، نه تنها به آن افراد سود میرساند، بلکه سرجمع موجب رونق تولید نیز میشود؛ رونق تولید به معانی رفاه بیشتر، تورم کمتر و ثبات اقتصادی بالاتر است.
برخی نیز هستند که سرمایههای بسیار کمتری در منزل به صورت طلا و یا دلار دارند. همینها هم میتوانند با همان اندک سرمایهشان هم خود به سود برسند و هم از افزایش قیمت طلا و دلار جلوگیری کنند. اما متأسفانه فرهنگ اقتصادی در کهگیلویه و بویراحمد سمت و سوی تولید ندارد. یکی از استانداران ادوار گذشته کهگیلویه و بویراحمد تعریف میکرد که در برخی از مناطق زنان با وجود برخورداری از دهها گرم طلا، همچنان درخواست بستههای معیشتی میکنند و اقدامی برای ورود به بازار کار انجام نمیدهند. بخشی از این مسأله ناشی از فرهنگ مصرفی و چشموهمچشمی یا به قول تورستاین وبلن جامعهشناس، مصرف نمایشی و متظاهرانه است. برخی از بانوان کهگیلویه و بویراحمدی همینکه چند گرم طلا داشته باشند برایشان کفایت میکند. اما روشن است که احتکار طلا تنها در یک دورههای زمانی خاص میتواند منجر به سود شود. فرض کنید خانمی تنها 40 گرم طلا داشته باشد. با احتساب هر گرم هشت میلیون تومان، آن فرد همین حالا 320 میلیون تومان طلا دارد. اگر یک چهارم آن یعنی 80 میلیون تومانش را هزینه آموزشگاه کند و مهارتهایی همچون خیاطی و یا آرایشگری را بیاموزد، میتواند در عرض کمتر از شش ماه، به صورت حرفهای یکی از آن مهارتها را فرابگیرد. از یک طرف به زندگیاش معنا داده میشود، میتواند کار کند و زندگی هدفمندی را با ورود به اجتماع در پیش بگیرد و از طرف دیگر، در کمتر از یک سال هزینه را برگرداند و به سود برسد. حتی میتواند با بقیه سرمایهای که دارد مستقل شود و یا به صورت اشتراکی با یک واحد دیگر کار کند. مطمئناً سودی که در چنین فعالیتهایی وجود دارد در احتکار طلا و دلار وجود ندارد. برخی از خانوادههایی که بر اساس شاخصهای اقتصادی زیر خط فقر هستند و حتی توان تأمین مایحتاج ماهیانه خود را نیز ندارند، گاهاً 30 تا 40 گرم طلا در خانه دارند. اگر همین طلا را وارد بازار کار کنند، میتوانند کل اعضای خانواده را به اشتغال و در نتیجه کسب سود برسانند. خانوادههایی هم که نه درآمد خاصی دارند و نه حتی یک گرم طلا نیز میتوانند در قبال فعالیت اقتصادی دیگر خانوادهها به سود دست پیدا کنند. در واقع فعالیتهای تعاونی سرجمع موجب رونق تولید همه اعضای جامعه میشود و در بلندمدت کل استان را از توسعهنیافتگی خارج میکند. قرار هم نیست که هر فرد یا خانواده به تنهایی واحد تولیدی بزرگی راهاندازی کنند؛ حتی یک باب مغازه، یک دکه، یا اجاره صندلی در آرایشگاه و خیاطی نیز میتواند موجب رونق اقتصادی در استان شود.
اما مسأله فقط همت مردم نیست. لازم است دولت و دستگاههای دولتی همت بسیار بیشتری کنند. چنانچه فردی سرمایهای دارد و میخواهد وارد بازار کار شود، لازم است مسیر این فعالیتها هموار شود. مثلاً اگر قرار است یک کار تولیدی در یک قطعه زمین انجام شود، دولت باید آن زمین را تهیه و با قیمت کمتری در اختیار مردم قرار دهد. متأسفانه آنقدر فرایندهای بوروکراتیک و اداری در کهگیلویه و بویراحمد دست و پا گیر است که دیگر بخشی از مردم رغبتی به انجام فعالیتهای اقتصادی ندارند و ترجیح میدهند سرمایهشان را در خانه نگه دارند و با خیال راحتی سودش را ببرند.
لازم است که همه دستگاههای اداری در سال جدید، تمام هم و غمشان را به جذب سرمایه اختصاص دهند. مثلاً سازمان جهاد کشاورزی باید با سایر دستگاهها همچون دانشگاه یاسوج، شرکت آب منطقهای و ... قراردادهایی را منعقد کند و زمین در اختیار متقاضیان قرار دهد و به آنها تجهیزات لازم را بدهد. به مردم نیز قول خرید تضمینی بدهد. مردم نیز سرمایهشان را وارد کشاورزی میکنند. در نتیجه دو طرف از چنین قراردادی سود میبرند. اما متأسفانه سازمانی همچون جهاد کشاورزی آنقدر دچار روزمرگی شده که میل و رغبتی به انجام چنین کارهای خلاقانهای خود نشان نمیدهد. روشن است که جهاد کشاورزی استان تنها یک نمونه و مثال است. در سایر دستگاههای اداری کهگیلویه و بویراحمد نیز وضعیت بهتر از این نیست. لازم است این دستگاهها به مردم تضمین دهند که سرمایهشان از دست نمیرود و هر زمان که بخواهند پس از اتمام قرارداد، میتوانند سرمایهشان را به نرخ روز دریاقت کنند.
در اینصورت نوعی سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل شکل میگیرد که موجب رشد فزاینده و همافزای تولید میشود. در حال حاضر مسأله تولید در کهگیلویه و بویراحمد، تنها اقتصادی نیست، بلکه ریشههای اجتماعی آن نیز بسیار پررنگ است؛ بنابراین لازم است که سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی در استان تقویت شود تا مردم میل و رغبت پیدا کنند که سرمایهشان را وارد بازار کنند. چنانچه در سال 1404 چنین اتفاقی رخ ندهد، ممکن است همین اندک سرمایه مردم نیز که در خانهها احتکار شده است، به دلیل افزایش نرخ تورم، از ارزش اقتصادی بیفتد.
به گزارش کبنا، روز گذشته در این پایگاه خبری، یادداشتی پیرامون احتکار طلا و دلار منتشر شد. بر اساس آن یادداشت، در پی بیثباتی اقتصادی در کشور که عامل اصلی آن تحریمهای بینالمللی است، نرخ طلا و قیمت دلار افزایش یافته، بنابراین بخش زیادی از شهروندان بهجای اینکه سرمایهشان را وارد بازار کنند، آن را به خرید طلا و دلار اختصاص میدهند و همین را هم در منزل احتکار میکنند. در نتیجهی چنین اقدامی، از یک طرف تولید از رونق میافتد و از طرف دیگر، تقاضای بالا برای طلا و دلار و در پی آن کاهش این اقلام در بازار، موجب افزایش قیمت دوباره آنها میشود. بنابراین بهطور کلی شاخصهای اقتصادی کشور، از رونق میافتند [برای مطالعه متن کامل یادداشت اینجا کلیک کنید].
فرض کنید شخصی 10 سکه طلا در منزل دارد. با احتساب هر سکه 89 میلیون تومان، این فرد 890 میلیون تومان سرمایه را در خانه احتکار کرده است. به این امید که اندک سرمایهای که دارد بر باد نرود. البته در چنین وضعیتی، شاید در نگاه نخست معقول به نظر برسد که خرید سکه و احتکار آن، موجب سود میشود. اما در بلندمدت چنین اقدامی کاملاً غیرمعقول است. اولاً چنانچه همه افراد جامعه اینگونه فکر کنند، ضرر آن به همه میرسد و در نتیجه همگی با هم و به صورت دستهجمعی مداوماً افزاش نرخ تورم را حس میکنند. شاید در کوتاهمدت چنین استراتژیای جواب دهد، اما در بلندمدت، این اقدام دامن همه را میگیرد و نه تنها موجب رونق اقتصادی نمیشود، بلکه سقوط دستهجمعی را به دنبال دارد.
بنابراین آن فردی فرضی که در حال حاضر نزدیک به 900 میلیون تومان سکه در خانه احتکار کرده است، چنانچه سرمایهاش را وارد بازار کند، میتواند علاوه بر تولید، ارزش افزودهای به دست بیاورد و حتی چندین نفر هم اشتغالزایی کند. او چندین راه پیش روی خود دارد. میتواند به صورت انفرادی یک کسب و کار راه بیندازد و یا به صورت اشتراکی دست به فعالیتهای تولیدی تعاونی بزند. چنانچه تنها یک نفر دیگر با او همکاری کند و مجموع اعتبارات آنها به حدود دو میلیارد تومان برسد، میتوانند در نقطهای مطلوب در شهر یاسوج یک واحد مثل میوهفروشی راهاندازی کنند. در بهترین مناطق شهر یاسوج میشود با 500 میلیون تومان رهن و ماهی 50 میلیون تومان، واحدی را رهن و اجاره کرد. همه دم و دستگاهها و تجهیزات لازم به همراه میوه، نهایتاً به یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هم نمیرسد. آن دو نفر نه تنها خود ماهانه به سودی بالای ر50 میلیون تومان دست پیدا میکنند، حتی میتوانند یک یا دو نفر و حتی بیشتر را نیز استخدام کنند. اما اگر بهجای دو نفر، پنج یا مثلاً شش نفر با هم شریک شوند و به صورت تعاونی همکاری کنند، میتوانند اقدام به راهاندازی واحدی بزرگتر و با سود بسیار بیشتر همچون مصالح ساختمانی کنند. در آنصورت به صورت مستقیم و غیرمستقیم چندین نفر دیگر نیز مشغول به کار میشوند. مطمئناً سود این فعالیتها بسیار بیشتر از احتکار طلا و ارز در خانه است.
مسأله فقط این نیست؛ ورود چنین سرمایههایی به بازار کار و تولید، نه تنها به آن افراد سود میرساند، بلکه سرجمع موجب رونق تولید نیز میشود؛ رونق تولید به معانی رفاه بیشتر، تورم کمتر و ثبات اقتصادی بالاتر است.
برخی نیز هستند که سرمایههای بسیار کمتری در منزل به صورت طلا و یا دلار دارند. همینها هم میتوانند با همان اندک سرمایهشان هم خود به سود برسند و هم از افزایش قیمت طلا و دلار جلوگیری کنند. اما متأسفانه فرهنگ اقتصادی در کهگیلویه و بویراحمد سمت و سوی تولید ندارد. یکی از استانداران ادوار گذشته کهگیلویه و بویراحمد تعریف میکرد که در برخی از مناطق زنان با وجود برخورداری از دهها گرم طلا، همچنان درخواست بستههای معیشتی میکنند و اقدامی برای ورود به بازار کار انجام نمیدهند. بخشی از این مسأله ناشی از فرهنگ مصرفی و چشموهمچشمی یا به قول تورستاین وبلن جامعهشناس، مصرف نمایشی و متظاهرانه است. برخی از بانوان کهگیلویه و بویراحمدی همینکه چند گرم طلا داشته باشند برایشان کفایت میکند. اما روشن است که احتکار طلا تنها در یک دورههای زمانی خاص میتواند منجر به سود شود. فرض کنید خانمی تنها 40 گرم طلا داشته باشد. با احتساب هر گرم هشت میلیون تومان، آن فرد همین حالا 320 میلیون تومان طلا دارد. اگر یک چهارم آن یعنی 80 میلیون تومانش را هزینه آموزشگاه کند و مهارتهایی همچون خیاطی و یا آرایشگری را بیاموزد، میتواند در عرض کمتر از شش ماه، به صورت حرفهای یکی از آن مهارتها را فرابگیرد. از یک طرف به زندگیاش معنا داده میشود، میتواند کار کند و زندگی هدفمندی را با ورود به اجتماع در پیش بگیرد و از طرف دیگر، در کمتر از یک سال هزینه را برگرداند و به سود برسد. حتی میتواند با بقیه سرمایهای که دارد مستقل شود و یا به صورت اشتراکی با یک واحد دیگر کار کند. مطمئناً سودی که در چنین فعالیتهایی وجود دارد در احتکار طلا و دلار وجود ندارد. برخی از خانوادههایی که بر اساس شاخصهای اقتصادی زیر خط فقر هستند و حتی توان تأمین مایحتاج ماهیانه خود را نیز ندارند، گاهاً 30 تا 40 گرم طلا در خانه دارند. اگر همین طلا را وارد بازار کار کنند، میتوانند کل اعضای خانواده را به اشتغال و در نتیجه کسب سود برسانند. خانوادههایی هم که نه درآمد خاصی دارند و نه حتی یک گرم طلا نیز میتوانند در قبال فعالیت اقتصادی دیگر خانوادهها به سود دست پیدا کنند. در واقع فعالیتهای تعاونی سرجمع موجب رونق تولید همه اعضای جامعه میشود و در بلندمدت کل استان را از توسعهنیافتگی خارج میکند. قرار هم نیست که هر فرد یا خانواده به تنهایی واحد تولیدی بزرگی راهاندازی کنند؛ حتی یک باب مغازه، یک دکه، یا اجاره صندلی در آرایشگاه و خیاطی نیز میتواند موجب رونق اقتصادی در استان شود.
اما مسأله فقط همت مردم نیست. لازم است دولت و دستگاههای دولتی همت بسیار بیشتری کنند. چنانچه فردی سرمایهای دارد و میخواهد وارد بازار کار شود، لازم است مسیر این فعالیتها هموار شود. مثلاً اگر قرار است یک کار تولیدی در یک قطعه زمین انجام شود، دولت باید آن زمین را تهیه و با قیمت کمتری در اختیار مردم قرار دهد. متأسفانه آنقدر فرایندهای بوروکراتیک و اداری در کهگیلویه و بویراحمد دست و پا گیر است که دیگر بخشی از مردم رغبتی به انجام فعالیتهای اقتصادی ندارند و ترجیح میدهند سرمایهشان را در خانه نگه دارند و با خیال راحتی سودش را ببرند.
لازم است که همه دستگاههای اداری در سال جدید، تمام هم و غمشان را به جذب سرمایه اختصاص دهند. مثلاً سازمان جهاد کشاورزی باید با سایر دستگاهها همچون دانشگاه یاسوج، شرکت آب منطقهای و ... قراردادهایی را منعقد کند و زمین در اختیار متقاضیان قرار دهد و به آنها تجهیزات لازم را بدهد. به مردم نیز قول خرید تضمینی بدهد. مردم نیز سرمایهشان را وارد کشاورزی میکنند. در نتیجه دو طرف از چنین قراردادی سود میبرند. اما متأسفانه سازمانی همچون جهاد کشاورزی آنقدر دچار روزمرگی شده که میل و رغبتی به انجام چنین کارهای خلاقانهای خود نشان نمیدهد. روشن است که جهاد کشاورزی استان تنها یک نمونه و مثال است. در سایر دستگاههای اداری کهگیلویه و بویراحمد نیز وضعیت بهتر از این نیست. لازم است این دستگاهها به مردم تضمین دهند که سرمایهشان از دست نمیرود و هر زمان که بخواهند پس از اتمام قرارداد، میتوانند سرمایهشان را به نرخ روز دریاقت کنند.
در اینصورت نوعی سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل شکل میگیرد که موجب رشد فزاینده و همافزای تولید میشود. در حال حاضر مسأله تولید در کهگیلویه و بویراحمد، تنها اقتصادی نیست، بلکه ریشههای اجتماعی آن نیز بسیار پررنگ است؛ بنابراین لازم است که سرمایه اجتماعی و اعتماد نهادی در استان تقویت شود تا مردم میل و رغبت پیدا کنند که سرمایهشان را وارد بازار کنند. چنانچه در سال 1404 چنین اتفاقی رخ ندهد، ممکن است همین اندک سرمایه مردم نیز که در خانهها احتکار شده است، به دلیل افزایش نرخ تورم، از ارزش اقتصادی بیفتد.